تبليغاتX
روشنايي ترين تاريكی عشق JavaScript Codes


روشنايي ترين تاريكی عشق





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

شعرای جدید از داییم

صبر كن عاطفه دلگير شود بعد برو
يا كمي از تو دلم سير شود بعد برو
صبر كن طفلك نوخواسته ي عاشقي ام
زندگاني كند و پير شود بعد برو
تازه از راه رسيدي به سفر فكر نكن
باش تا وقت سحر دير شود بعدبرو
تازه عاشق شده ام من به دلم رحمي كن
باش تا عشق زمين گير شود بعد برو


کاش مي شد عشق را تفسير کرد         خواب چشمان تو را تعبير کرد

کاش مي شد همچو گلها ساده بود        سادگي را با تو عالم گير کرد

کاش مي شد در خراب آباد دل                خانه احساس را تعمير کرد

کاش مي شد در حريم سينه ها         عشق را با وسعتش تکثير کرد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هيچ کس ويرانيم را حس نکرد...

 
وسعت تنهائيم را حس نکرد...


در ميان خنده هاي تلخ من..


گريه پنهانيم را حس نکرد...


در هجوم لحظه هاي بي کسي...

 
درد بي کس ماندنم را حس نکرد...


آن که با آغاز من مانوس بود...

 
لحظه پايانيم را حس نکرد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای ازدواج کردن لحظه‌ای درنگ نکنيد. اگر زن خوبی نصيبتان شود، خوشبخت می‌گرديد و اگر زن بدی گيرتان آمد فيلسوف می‌شويد


سقراط

 

 

زندگي دفتري از خاطره هاست
خاطراتي شيرين خاطراتي که ز تلخي جان مي گسلد .
يک نفر در دل خاک . يک نفر همسفر خوشبختي يک نفر همدم با سختي هاست .
چشم تا باز کني عمرمان ميگذرد ما همه همسفريم.

 

 

به کعبه گفتم تو از خاکي منم خاک، چرا بايد به دور تو بگردم ؟؟؟
ندا آمد تو با پا آمدي بايد بگردي ، برو با دل بيا تا من بگردم

 

 

صدای پای آب

آرزويم اين است نتراود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد...

نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز....

و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي....

عاشق آنكه تو را مي خواهد...

و به لبخند تو از خويش رها مي گردد...

و ترا دوست بدارد به همان اندازه كه دلت مي خواهد!

 

 

در نگاه کساني پرواز کن که براي ديده شدن مجبور به فرود نباشي .

 

 

 

 

 

تلخ است،که لبريز حقايق شده است
زرد است که با درد موافق شده است
عاشق نشدی و گرنه ميدانستی
پاييز بهاريست که عاشق شده است!

 

 

 

من عشق را در تو،
تو را در دل،
دل را موقع تپيدن
و تپيدن را به خاطر تو دوست دارم.

 

 

عشق چيزي جز يافتن خويش در ديگران و شادكامي در شناخت نيست.

 

 

آن سیه دست سیه داس سیه دل که تو را

                                 چون گلی با ریشه

                                            از زمین دل من کند و ربود

                                                        نیمی از روح مرا با خود برد

                                                                  نشد این خاک بهم ریخته هموار هنوز!

ساقه ای بودم پیچیده بر آن قامت مهر

                ناتوان...نازک...ترد

                                 تند بادی برخاست

                                           تکیه گاهم افسرد...برگهایم پژمرد!!

روزها طی شد از تنهایی مالامال

                  شب همه غربت و تاریکی و غم بود و خیال

                                      همه شب چهره لرزان تو بود

                                                    کز فراسوی سپهر

                                                                  گرم می آمد در آینه اشک فرود

                                                        نقش روی تو در این چشمه

                                                                 پدیدار هنوز

 تو گذشتی و شب و روز گذشت

            آن زمانها به امیدی که تو برخواهی گشت

                                             پای هر پنجره مات

                                                          می نشستم به تماشا تنها

                               گاه بر پرده ابر

                                     گاه در روزن ماه

                   دور تا دورترین جاها می رفت نگاه

                                               باز میگشتم تنها هیهات         

                              چشمها دوخته ام بر در و دیوار هنوز

                                     دوستت دارم بسیار هنوز

 

 

 

 

 

بااشک،تمام کوچه راترکردم،

رفتیو ندیدی که چه محشرکردم.

دیشب که سکوت خانه دق مرگم کرد

دلبستگی ام رابه توباورکردم.

 

ميدوني بعضي شبا چرا زود صبح ميشه؟

چون خورشيد هم دلش برات تنگ ميشه

 

هميشه زمان به نفع تو نخواهد بود.

اين فرصت ها به زودي از دست خواهد رفت و آنگاه ديگر پشيماني سودي ندارد

 

 

پرسيدم دوست بهتر است يا برادر ؟ گفت دوست برادري است که انسان مطابق ميل خود انتخاب مي کند . اميل فاگو

 

 

همه واسه دوستاشون گل مي فرسند من موندم واسه گلم چي بفرسم

 

 

 

مي دوني آدما بين «الف» تا « ي» قرار دارند . بعضي ها مثل "ب" برات مي ميرند،مثل "د" دوستت دارند، مثل "ع" عاشقت مي شوند، مثل "م" منتظر مي مونند، تا يک روز مثل "ي" يارت بشن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتمش: بی تو چه باید کردن

عکس رخساره ی ماهش را داد

گفتمش: مونس شبهایم کو


تاری از زلف سیاهش را داد

وقت رفتن همه را میبوسید

به من از دور نگاهش را داد

یادگاری به همه داد و به من

انتظار سر راهش را داد

 

در بین تمامی مردم تنها عقل است که به عدالت تقسیم شده زیرا همه فکر می‌کنند به اندازه کافی عاقلند. رنه دکارت

Nothing is more fairly distributed than common sense: no one thinks he needs more of it than he already has.
Rene Descartes

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

همیشه برای کسی بخند که میدونی بخاطر تو شاد میشه ... واسه کسی گریه کن که میدونی وقتی غصه داری واشک میریزی برات اشک میریزه.... برای کسی غمگین باش که در غمت شریکه... عاشقه کسی باش که دوستت داشته باشه

 

 

دوست داشتنو بايد از برگ درخت آموخت وقتي زرد ميشه وقتي مي افته و از درخت جدا ميشه باز پاي همون درخت مي افته

 

 

 

اگه تورو خواستن اشتباهه ... اگه باتوبودن اشتباهه ... اگه عاشق  توبودن اشتباهه ... اگه واسه تومردن اشتباهه ... پس توبهترين و قشنگترين اشتباه زندگي من هستي

 

 

مدت ها بود
سه چیز را تَرک کرده بودم
شعر ....
ماه .....
و تو را ...
امروز که به اجبار
قلبم را ورق زدم
هنوز اولین سطر را نخوانده
تو را به خاطر آوردم
و امواج دریا را ....
ولی نه ...!!
باید تَرک کنم
هم شعر ....
هم تو ....
و هم‌‌‌٬ همه ی شب هایی که به ماه نگاه می کردم ....

+++++++

زندگي...! زندگي يک آرزوي دور نيست؛
زندگي يک جست و جوي کور نيست
زيستن در پيله پروانه چيست؟زندگي کن ؛ زندگي افسانه نيست
گوش کن !

دريا صدايت ميزند؛

هرچه ناپيداست صدايت ميزند
جنگل خاموش ميداند تو را
با صدايي سبز ميخواند تو را
زير باران آتشي در جان توست؛
قمري تنها پي دستان توست
پيله پروانه از دنيا جداست؛
زندگي يک مقصد بي انتهاست
هيچ جايي انتهاي راه نيست؛
اين تمامش ماجراي زندگيست....

 به سنگ ها گفتند لحظه اي انسان باشيد گفتند هنوز به قدر کفايت سخت نشده ايم

 

 

حقیقت انسان به آنچه اظهار میکند نیست

بلکه حقیقت او نهفته در آن چیزی است که از اظهار آن ناتوان است

بنا بر این اگر خواستی او را بشناسی

نه به گفته هایش

بلکه به نا گفته هایش گوش بسپار.

 

 

عشق آن نيست که به هم خيره شويد عشق آن است که هر دو به يک سو بنگريد.

 

عشق مثله يك تيره كه درست مي خوره وسط قلب آدم

نه مي توني درش بياري نه مي توني بزاري بمونه

اگه درش بياري مي ميري

اگه بزاري بمونه بازم مي ميري

 

سعي کن مثل خورشيد زياد نور ندي چون همه از نورت استفاده مي کنن ولي اصلا نگات نمي کنن؛ سعي کن مثل ستاره کم نور بدي تا همه تو خلوت شباشون دنبالت بگردن

 

: به خدا ميگن چرا اول مرد رو آفريدي بعد زن رو ؟ميگه شما هم اگه بخواهيد چيزي بنويسيد اول چکنويس ميکنيد بعد پاکنويس ! به افتخار خانومها

 

مردها همواره ميخواهند اولين عشق يك زن باشند و زن ها دوست دارند آخرين عشق يك مرد باشند.

 

فقط موجهاي دريا هستند که عاشقن

 آره فقط اونا هستن

 با اينکه ميدونن اگر برسن به ساحل ميميرن بازم بيقرار رسيدنن

 

 

تنها دلخوشيم مرور خاطرات گذشته بود که آلزايمر آنرا هم ازمن گرفت

وقتي از زندگي سيرشدم مرگ هم برايم نازکرد


خورشید تنبل است. چون پدرم زودتر از او از خواب بیدار می شود.

قالی چمن، بافت کارخانه بهار است.

به تعداد پنجره های دنیا خورشید وجود دارد.

بیچاره ماهیها! چون اشک ریختنشان را هیچ کس باور نمی کند.

وقتی اتوبوس به ایستگاه می رسد همه به احترام او از جایشان بلند می شوند.
 

ناب ترين لحظه ي زندگي من روياي پرواز با توست و اينکه گرميه دستاتو حس کنم
پس بيا در درياي خيال غرق بشيم

 

 

 خوش‌بخت‌ترين آدم دنيا . . . . . . . .

. . . . . . تو . . . . . . . . . .

 . . . . تو . . . . . . . . . .

 . . . . تو . . . . . . . . . .

. . . . تو نيستي، اونيه كه تو رو داره!

جيرجيرك به خرس ميگه دوستت دارم خرس ميگه الان وقتخوابه زمستونيه بعد صحبت می كنيم خرس رفت خوابيد نمی دونست عمر جيرجيرك 3 روزه

 

 

به او بگویید دوستش دارم، به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل من درآن غرق شده، به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نور و شعر و ترانه برد، و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد

به او بگویید دوستش دارم، به او که گل همیشه بهارمن است، به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است وبه او که عشق جاودانه من است

 

به او بگویید دوستش دارم، به او که صدای پایش را میشنوم، به او که لحن کلامش را میشناسم ، به او که عمق نگاهش را میفهمم، به او که .....

اگرکسي واقعا کسي رو دوست داشته باشد بيشتر از اينکه بهت بگه دوست دارم ميگه مواظب خودت باش...پس مواظب خودت باش

 

قلب آدم مثل جزیره دور افتاده است اینکه کسی واسه

اولین بار پا به این جزیره می گذاره مهم نیست مهم اون

کسی که در جزیره می مونه و نمیره

 

کاش می دونستی دل تخته سیاه نیست

وقتی که می آیی اسمت رو روی اون بنویسی و هر

وقت دلت خواست بری اسمت رو از روش پاک کنی

 

 

مردن آن نیست که در سینه ی خاک  دفن شوم

مردن آن است که از خاطر تو با همه ی خاطره ها محو شوم

******************

تا به کی باید رفت

از دیاری به دیاری دیگر

نتوانم ...نتوانم جستن

هرزمان عشقی و یاری دیگر

کاش ما آن دو پرستو بودیم

که همه عمر سفر میکردیم

از بهاری به بهاری دیگر

آنچنان آلوده است عشق غمناکم با بیم زوال

که همه زندگیم میلرزد

چون ترا مینگرم

مثل اینست که از پنجره ای

تک درختم را...سرشار از برگ

در تب زرد خزان مینگرم

مثل اینست که تصویری را

روی جریان های مغشوش آب روان مینگرم

**********************************
گفته بودی که چرا محو تماشای من
ی
و آنچنان مات که یکدم مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشمان تو به قدر مژه بر هم زدنی

فرقي نمي کند گودال آب کوچکي باشي يا درياي بيکران…

 زلال که باشي، آسمان در توست.

....................................................................

يک بار براي ديدن دريا قدم به ساحل گذاشتي...

اما امواج دريا هزاران بار براي بوسيدن قدمگاهت تا روي ساحل پيش آمدند.

                                                                              دلم برات تنگ ميشه

اما هزاران بار بر قدمگاهت بوسه ميزنم

 

 

عاشقا تو اين زمونه بيکسن.

همشون تنها و بي هم نفسن.

اينا رو گفتم بهت تا بدوني

عاشقي خيلي خطرناکه حسن!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آيا ميدانيد که؟؟؟؟

رداي پدر علم جهان
يك نمونه ديگر از ارزشهاي ايراني كه خود ما آنرا نمي شناسيم رداي فارغ التحصيلي است. لابد تا به حال شما هم ديده ايد وقتي يك دانشجو در دانشگاههاي خارج مي خواهد مدرك دكتراي خود را بگيرد، يك لباس بلند مشكي به تن او مي كنند و يك كلاه چهارگوش كه از يك گوشه آن يك منگوله آويزان است بر سر او مي گذارند و بعد او لوح فارغ التحصيلي را مي خواند. هنگامي كه از ما سوال مي شود كه اين لباس و كلاه چيست؟ پاسخ مي دهيم اين لباس شيطونك است كه اينها تنشان مي كنند! اما هنگامي كه از يك اروپايي يا ژاپني و يا حتي آمريكايي سوال شود اين لباس چيست كه شما تن فارغ التحصيلانتان مي كنيد؟ مي گويند ما به احترام «آوي سنت» (پور سينا) پدر علم جهان اين لباس را به صورت نمادين مي پوشيم. آنها به احترام «آوي سنت» كه همان «ابن سينا»ي ماست كه لباس بلند رداگونه مي پوشيده، اين لباس را تن دانشمندان خود مي كنند. آن كلاه هم نشانه همان دستار است (کمي فانتزي شده) و منگوله آن نمادي از گوشه دستار خراساني كه ما ايراني ها در قديم از گوشه دستار آويزان مي كرديم و به دوش مي انداختيم. در اروپا و آمريكا علامت يك آدم برجسته و دانش آموخته را لباس و كلاه ابن سينا مي گذارند، ولي ما خودمان نمي دانيم. باورتان مي شود؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

صداي پاي آب

 


صبر كن عاطفه دلگير شود بعد برو
يا كمي از تو دلم سير شود بعد برو
صبر كن طفلك نوخواسته ي عاشقي ام
زندگاني كند و پير شود بعد برو
تازه از راه رسيدي به سفر فكر نكن
باش تا وقت سحر دير شود بعدبرو
تازه عاشق شده ام من به دلم رحمي كن
باش تا عشق

زمين گير شود بعد برو

 

 

 

 


 

کاش مي شد عشق را تفسير کرد             خواب چشمان تو را تعبير کرد کاش مي شد همچو گلها ساده بود            سادگي را با تو عالم گير کرد کاش مي شد در خراب آباد دل                   خانه احساس را تعمير کرد کاش مي شد در حريم سينه ها              عشق را با وسعتش تکثير کرد


 

 


نويسنده: امیر مورخ: سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 در ساعت: 5:30 بعد از ظهر
|+|

برو حالش ببر
1200
نويسنده: امیر مورخ: سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 در ساعت: 10:2 بعد از ظهر
|+|

بچه ها
<<<بچه  ها  بياين   كه  با  طرح

  و  آ‌هنگاي  جديد  اومدم!!!>>

..!!come on!!..


نويسنده: امیر مورخ: سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 در ساعت: 9:24 بعد از ظهر
|+|

پسر عکسو!!!!
1024

 

 1024


نويسنده: امیر مورخ: سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 در ساعت: 8:0 بعد از ظهر
|+|

بازم عکس

!!!!!!!!!!!!!جدید!!!!!!!!!!!!!!!!

 

1200

برو حالشو ببر

1600

 


نويسنده: امیر مورخ: سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 در ساعت: 7:36 بعد از ظهر
|+|

عکس های جدید
بعد از چند وقت!!!!!

Entry for September 02, 2008

 

Entry for September 02, 2008

boro halesho bebar


نويسنده: امیر مورخ: سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 در ساعت: 7:33 بعد از ظهر
|+|

قهرمانی پرسپولیس مبارکه مبارکه

قهرمانی پرسپولیس مبارکه مبارکه


نويسنده: امیر مورخ: پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 در ساعت: 3:54 قبل از ظهر
|+|

عاشقی از عاشقان پرسپولیس و میلان

به سایت

 

www.ajrsghermez.blogfa.com 

 

 

   عاشقی از عاشقان پرسپولیس و میلان

 

حتما برین و نظر بدین

 


نويسنده: امیر مورخ: یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 در ساعت: 4:9 بعد از ظهر
|+|

شگفتی های بسیار زیبا زیر آب!!

شگفتی های بسیار زیبا زیر آب!!

TinyPic image


نويسنده: امیر مورخ: جمعه بیست و سوم شهریور 1386 در ساعت: 6:29 بعد از ظهر
|+|

fashion fall 2007

fashion fall 2007

 

ادامه مطلب...


نويسنده: امیر مورخ: سه شنبه بیستم شهریور 1386 در ساعت: 2:50 بعد از ظهر
|+|

عکس های جدید و زیبای بالن ها

عکس های جدید و زیبای بالن ها

 

 
 
 
TinyPic image

نويسنده: امیر مورخ: سه شنبه بیستم شهریور 1386 در ساعت: 2:35 بعد از ظهر
|+|

پرسپولیس می ترکاند
این چهار برد پی در پی پرسسسسپولیس را به تمام قرمزای دنیا تبریک میگم

 

ایول ایول داش قطبی ایول


نويسنده: امیر مورخ: شنبه هفدهم شهریور 1386 در ساعت: 8:30 بعد از ظهر
|+|

عذر خواهی
عذر خواهی می کنم که چند روزی اپ نکردم

اخه درگیر تعیین رشته و بعدش هم مسافرت و...

 

 

 

 


نويسنده: امیر مورخ: شنبه هفدهم شهریور 1386 در ساعت: 8:17 بعد از ظهر
|+|

سالروز تولد حضرت امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل
سالروز تولد حضرت امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل بر تمامی مردم ایران مبارک باد

 

 

 

 

از طرف مدیریت وبلاگ

 

 

 


نويسنده: امیر مورخ: جمعه بیست و ششم مرداد 1386 در ساعت: 0:13 قبل از ظهر
|+|

پرسپولیس(1) خبر
 

۷ گل ماحصل تلاش پرسپوليسي ها
در ميان استقبال جالب توجه هواداران بروجردي، پرسپوليس عصر ديروز در يك ديدار تداركاتي به مصاف تيم منتخب بروجرد رفت تا چهارمين ديدار تداركاتي پرسپوليسي ها، در مقابل تيمي منتخب از بروجرد برگزار شود. اين ديدار كه راس ساعت ۱۷:۳۰ دقيقه استارت خورد، در حالي به پايان رسيد كه برتري قاطع از آن سرخپوشان بود. آنچه در زير آمده، ماحصل ديدار دوستانه ديروز سرخپوشان است كه با تلاش يكي از هواداران خوب پرسپوليس كه در سفر سرخپوشان به بروجرد همواره در كنار پرسپوليسي ها بوده و كمكهاي زيادي كرده، تهيه شده است.
آغاز بازي راس ساعت ۱۷:۳۰
همان طور كه از قبل اعلام شده بود، اين ديدار راس ساعت ۱۷:۳۰ دقيقه آغاز شد. طبق هماهنگي هاي قبلي قضاوت اين بازي دوستانه به عهده محمدرضا گودرزي، مهدي معماري و حسين زنده دل، سه داور اهل بروجرد بود.
تركيب اوليه
بازي در شرايطي آغاز شد كه پرسپوليس با حضور نفراتي چون مهدي واعظي، پژمان نوري، محمد نصرتي، سپهر حيدري، شيث رضايي، كريم باقري، فرزاد آشوبي، عباس آقايي، عليرضا نيكبخت، احسان خرسندي و محسن خليلي در ميدان حضور پيدا كرد.
استقبال گرم هواداران
چيزي حدود ۴، ۵ هزار هوادار خونگرم بروجردي كه از اين شهر و شهرهاي اطراف براي تماشاي اين بازي در كمپ محل استقرار پرسپوليسي ها حاضر شده بودند، ديروز طي مدت بازي تك تك پرسپوليسي ها را مورد تشويق قرار دادند.
برتري سه بر صفر سرخپوشان
نيمه اول بازي ديروز با برتري سه بر صفر پرسپوليس خاتمه يافت. دو گل از محسن خليلي كه در دقايق ۱۰ و ۲۵ به ثمر رسيد و شوت سركش كريم باقري كه در دقايق پاياني وارد دروازه حريف شد، راي به برتري سه بر صفر پرسپوليس داد.

چهره دگرگون در نيمه دوم
در بين دو نيمه، پس از يك استراحت ۱۵ دقيقه اي، دو تيم با چهره اي دگرگون پاي در ميدان گذاشته و نفرات جديدي در تركيب دو تيم به ميدان رفتند. براي پرسپوليس نيز نفراتي چون فرشيد كريمي، بهادر عبدي، مهران فرضيات، مسعود زارعي، فراز فاطمي، نيك نفس، نبي ا... باقري و... در تركيب پرسپوليس قرار گرفتند.
فرصتي به رودباريان نرسيد
در شرايطي كه حسن رودباريان، گلر جديد سرخپوشان از ابتداي بازي پشت يكي از دروازه ها مشغول گرم كردن بود تا پايان بازي فرصت حضور در ميدان را به دست نياورد.
برتري كامل پرسپوليسي ها
بازي در نيمه دوم نيز با برتري كامل پرسپوليسي ها همراه بود و تيم طي دقايق ۶۰ و ۶۵ توسط نيك نفس و فراز فاطمي صاحب گل چهارم و پنجم شد.
پاي عبدي هم به گلزني باز شد
در حالي كه بازي تا ۱۰ دقيقه مانده به پايان با نتيجه ۵ بر صفر پيگيري مي شد، بهادر عبدي در دقيقه ۸۰ با ضربه اي كه به سمت دروازه تيم منتخب فرستاد، حريف را شش تايي كرد!
گل ديرهنگام فراز
گل دقايق پاياني فراز فاطمي كه در دقيقه ۸۸ به ثمر رسيد، حسن ختامي بود بر جشنواره گل سرخپوشان در ديدار مقابل تيم منتخب بروجرد. بلافاصله پس از سوت پايان اين ديدار، پرسپوليسي ها راهي استخر و سونا شدند تا خستگي و فشار بازي را از تن بيرون كنند.


نويسنده: امیر مورخ: یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 در ساعت: 8:58 بعد از ظهر
|+|

پرسپولیس
كاشاني: هنرپيشه نيستم كه فيلم بازي كنم

شجاعي همچنان در تيررس سرخپوشان

يك دروازه بان را كنار مي گذاريم
استيلي: با تمام وجود، پشت قطبي هستم

پاسخ منفي به كوئيز پارك رنجرز
نيكبخت را براي قهرماني لازم داريم

قطبي: براي قهرماني پرسپوليس از جان مايه مي گذارم

خوردبين: يك مدافع صربستاني و يك مهاجم نيجريه اي را جذب مي كنيم

اولادي: تلاش مي كنم به دوران اوج برگردم

در مراسم اهدا توپ طلايي فوتبال
پرسپوليس پر نماينده و سربلند!

قدرداني پرسپوليس از سفارت ايران در هلند

خيرخواه: از بازي اول اقتدارمان را ثابت مي كنيم


نويسنده: امیر مورخ: یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 در ساعت: 8:53 بعد از ظهر
|+|

عکس های فانی و جالب
عکس های فانی و جالب

Uploaded Image


نويسنده: امیر مورخ: شنبه سیزدهم مرداد 1386 در ساعت: 12:44 بعد از ظهر
|+|

دخترانه یا پسرانه!!

 

همان طور که می دانید نتایج کنکور به تازگی اعلام شده است چیزی که بیش از همه چیز توجه همگان را جلب می کند با توجه به حضور بیش از 60درصدی دختران اما این پسران بودند که تمامی رتبه های اول را به خود اختصاص دادند و حتی از این مهمتر اینکه 3نفر اول رشته ریاضی پسر بودند .این موضوع روی خیلی ها از جمله برنامه دخترانه را کم کرد ،این برنامه چند وقت پیش با استفاده از کسرت دختران نسبت به پسران سعی در بی عرضه جلوه دادن پسران داشت .

با وجود اینکه ما در قرن 21 زندگی می کنیم جای تاسف دارد که مسولان صدا و سیما هنوز هم در مسائل کلی سعی در دخترانه و پسرانه کردن موضوع دارند در حالی که این موضوع در جهان نوین امروز هیچ جایی ندارد

 

من خودم هم قبول شدم


نويسنده: امیر مورخ: چهارشنبه دهم مرداد 1386 در ساعت: 6:46 بعد از ظهر
|+|

ندیدنی های دنیا و بهترین

ندیدنی های دنیا

خیلی باحاله حتما حال می کنید!!!

زيبايي يك لحظه


نويسنده: امیر مورخ: چهارشنبه دهم مرداد 1386 در ساعت: 6:28 بعد از ظهر
|+|

تبادل وبلاگ
هر  کی  با  تبادل  وبلاگ و لینک  موافقه 

 نظرش   را   بذاره


نويسنده: امیر مورخ: سه شنبه نهم مرداد 1386 در ساعت: 5:15 بعد از ظهر
|+|

دو داستان از مسافرت دیروز
دو داستان از مسافرت دیروز

جای همه شما خالی رفته بودیم سرین دو اتفاق جالب افتاد

به رشت که رسیدیم بابام رفت عابر بانک پول بگیره دید خرابه

یک دفعه دید یه رشتیه هم اومده پول بگیره      تا دید خرابه  گفت:

 ای بابا اینم مثل زن ما خراب

داستان دوم را در www.sunbrothers.blogfa.com

ببینید


نويسنده: امیر مورخ: سه شنبه نهم مرداد 1386 در ساعت: 5:4 بعد از ظهر
|+|

عکس های زیبا از
عکس های زیبا از

 بازیگرهای زیبا

 

 

<<<<<<ادامه مطلب>>>>>>


نويسنده: امیر مورخ: سه شنبه نهم مرداد 1386 در ساعت: 4:40 بعد از ظهر
|+|

شرمنده

شرمنده همه ی عزیزان من یه هفته سرین بودم


نويسنده: امیر مورخ: سه شنبه نهم مرداد 1386 در ساعت: 12:24 بعد از ظهر
|+|

بازم عکس
اینا خیلی با حاله  ادامه مطلب

 


نويسنده: امیر مورخ: دوشنبه یکم مرداد 1386 در ساعت: 1:59 قبل از ظهر
|+|

تیم ملی ایران...
 
قلعه‌نوعي:
بازيکنان بزرگ از زدن پنالتي طفره رفتند
 
سرمربي تيم‌ملي فوتبال ايران گفت: پنالتي جزئي از فوتبال است ولي وقتي بازيکنان بزرگ از زدن ضربات پنالتي طفره مي‌روند ديگر نمي‌توان شانسي براي پيروزي داشت ...
 
<<<<<ادامه مطلب کلیک کن>>>>>
 
 
 
 

نويسنده: امیر مورخ: دوشنبه یکم مرداد 1386 در ساعت: 1:24 قبل از ظهر
|+|